محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
227
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در باب تسليم غرناطه گفتگو كرده بودند . ولى از بيم شورش مردم جرئت آشكار كردن آن نداشتند . ازاينرو چندى با مردم به ملاطفت و مجامله سخن گفتند تا رضايت و موافقت ايشان را جلب نمودند . اصحاب اين نظريه به قطع جنگ ميان مسلمانان و مسيحيان مدتى قبل از شروع مذاكرات استشهاد مىكنند و نيز مىگويند كه سردارانى مسلمان كه به اين گفتگو تن دردادند از پادشاه قشتاله تحف و هداياى بسيار دريافت نمودند . « 22 » در چاپ اول اين كتاب ما در صحت اين روايت ترديد كرديم ولى بعدا اسنادى به دست آورديم كه صحت آن را مورد تأييد قرار مىداد . از اين قرار كه در همان زمان كه مجلس مشاوره در باب تسليم غرناطه به گفتگو نشسته بوده است در خفا كوششهايى به عمل مىآمده ، كه براى سلطان ابو عبد الله و افراد خانواده و وزرايش از پادشاه و ملكه تضمينهايى بگيرند . پادشاه و ملكه هم مىخواستند به هر نحو ممكن غير از جنگ بر غرناطه دست يابند . ازاينرو به درخواستهاى آنان پاسخ مثبت دادند و در همان هنگام كه معاهدهء تسليم منعقد گرديد ، معاهده سرى ديگرى هم منعقد گرديد كه به امير ابو عبد الله و افراد خاندان و وزرايش به جان و مال و املاك و عقار تأمين داده مىشد . اين معاهده همچنان در پردهء اختفا باقى ماند و جز چند تن از خواص كسى از آن آگاهى نداشت . اشارهء صاحب اخبار العصر به همين معاهده است . روايات قشتالى خود وضع خاصى را كه ابو عبد الله و وزرايش را به عقد چنين قراردادى مجبور كرده بود روشن مىسازند . از جمله مارمول كه كتاب خود را هفتاد سال پس از تسليم غرناطه نوشته است مىگويد : « هنگامى كه الزغيبى ( ابو عبد الله ) ديد كه شهر غرناطه ديگر نمىتواند دفاع كند و از يارى و امداد هم مأيوس است و ديد كه اكثر مردم را ياراى مقاومت نيست نزد پادشاه
--> ( 22 ) . اخبار العصر ص 48 و 49 . نفح الطيب ج 2 ص 615 .